مکث

يك روايت از عشق !!!!!!

اولي به دومي - براي سعيد چي مي خري؟

دومي به اولي -  يه ادكلن

سومي به دومي در حاليكه به اولي نگاه مي كند -  وا!!!!!

اولي به دومي در حاليكه از سومي تاييد مي خواهد - مگه روز ولنتاين براي كسي ادكلن

مي خرن؟ عروسكي، خرسي، چيزي بگير!

دومي به اولي  - آخه سعيد عروسك دوست نداره

اولي اينبار فقط به دومي - خب يه كيك كوچولوي دونفره بگير

دومي به اولي - شايدم بريم يه گشتي  توي خيابونا بزنيم

اولي  به دومي - نه بابا واسه چي؟

دومي به اولي و سومي و چهارمي - آره هرچند سعيد از شلوغي روز ولنتاين هم خوشش

نمي ياد

سومي به دومي در حاليكه به اولي نگاه مي كند - همون كيك خوبه...

چهارمي به همه - من نمي دونم چرا همه روز ولنتاين عروسك قرمز مي خرن؟

 

...........

 

سرش را از روي چرك نويس بلند كرد و گفت:

چون قرمز رنگ عشقه . مثل گل رز قرمز.

............

چهارمي – جدي؟

اولي به چهارمي – حتما بنويس كه اين روز در فرهنگ ما جايي نداره و در اصل ما داريم

از ديگران تقليد مي كنيم

سومي به چهارمي – بنويس كه ما ايراني ها خودمون روز عشق داريم

چهارمي به هيچ كس – آره ولي بعد از ولنتاينه

اولي به سومي درحاليكه مي خواهد همه بشنوند – مواظب باش اين مساله رو آسيب

شناسي كني ها! انتقادي بنويس!

..........

اولي به دومي – كارت كه تموم شد بريم اين فروشگاهه كه واسه ولنتاين شكلات آورده.

براي سعيد شكلات بخر.

دومي به اولي – يه خرس قرمزم مي خرم

سومي – وا!!!!!

........

سرش را از روي چرك نويس بلند كرد.

 

 

 

 

   + زهرا باقری شاد ; ٥:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٦
comment نظرات ()