مکث

نامه به خدا: دم شما گرم رییس!

باز هم دم شما گرم  خدای عزیز!

بارندگی های اخیر دریاچه پریشان را از خشکسالی نجات داده است. این را همین امروز از خبرها خواندم. خودت هم می توانی یکی از مقربان درگاهت را بفرستی به یک کافی نت بروند و خبرگزاری مهر را نگاهی بیندازند . در قسمت خبرهای اجتماعی چیزهایی هم درباره نجات دریاچه پریشان نوشته شده است.

به هر حال غرض از این نامه تشکرآمیز تنها این نیست که حالی به شما که خدا هستی داده باشیم بلکه می خواهم از شما بخواهم که از این کارهای محیرالعقول تا می توانی انجام بدهی . آخر اینجا که من هستم نجات خیلی ها از آدم و دریاچه و پرنده گرفته تا حزب و تشکل و ساختمان رو به فرسودگی دیگر کار انسان نیست و  باید خودت دست به کار شوی.

کاری ندارد! دست کم برای شما که  یک عمر است خدا هستی مثل آب خوردن است و سه سوت می توانی خیلی چیزها را روبراه کنی. اما برای ما آسان نیست که به سر و سامان دادن بعضی چیزها بپردازیم. مثلا تو فکرش را بکن. تو که تخیلاتت قوی است  می توانی خوب به این تصویری که می گویم فکر کنی:

البته مثلا می گویم ها! می توانی جدی هم تلقی نکنی اما این قضیه بیمه خبرنگاران مدتی است که مثل توپ پینگ پنگ به این سمت و آن سمت پاس داده می شود. حتی همین قانون نصفه و نیمه هم در این زمینه اجرا نمی شود و تو هرجا سرک بکشی و چشم های  خوشگلت را بگردانی می بینی که روزنامه های ما پر شده اند از روزنامه نگاران و خبرنگارانی که بیمه نیستند و فقط دلشان خوش است که می نویسند. بعد هم که تقی به توقی می خورد و این کاغذپاره ها توقیف می شوند دیگر این نویسندگان محترم نه تنها فرصت نگارش ازشان گرفته می شود بلکه تازه متوجه می شوند که ای داد و بیداد! نه بیمه هستند ! نه قرارداد دارند و نه اصلا  می توانند ادعا کنند که روزی روزگاری در فلان روزنامه مشغول به کار بوده اند.

حالا خدا جان! تو فکر کن که ما اگر بخواهیم این وضعیت را سر و سامان بدهیم. آخر برویم یقه کدام مدیرمسئولی را بچسبیم که تو را خوش بیاید؟ تازه مگر می شود با اینها جنگید؟ بابا ! هرکدام برای خودشان آدم های معروفی هستند و اگرچه چیزی از روزنامه نگاری نمی دانند اما به هر حال حرفشان برو دارد در این آشفته بازار!

اما تو می توانی با یک حرکت خوب چنان موج مکزیکی به راه بیندازی که یک شبه ما بخوابیم و بیدار شویم و بیمه شده باشیم. اصلا مگر دریاچه پریشان را همینطوری نجات ندادی؟

فقط  باران بارید دیگر! چیز دیگری که از آسمان فرونریخت!

دانه های لطفت را هرطور مایلی  و با درنظر گرفتن صرفه جویی در مصرف انرژی بر سر ما بریز که بدجوری لنگیم !

در پایان پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزارم و 

 جگرت را با بربری داغ گازگاز

   + زهرا باقری شاد ; ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸۸
comment نظرات ()