مکث

تب عشق سیاستمداران و توقیف روزنامه ها

 

 

 ماجرا از سر و سر عاشقانه سارکوزی رییس جمهور وقت  فرانسه با مانکن زیبا شروع نشد. اگر از رسوایی های اخلاقی کلینتون هم به بهانه اینکه عشق نبوده و هرچیز دیگری جز آن می توانسته باشد و خودش هم تایید کرده و همه دیگر این را می دانند و جای بحث ندارد ، فاکتور بگیریم؛ باز هم ردپای چالش های خانوادگی در زندگی سیاستمداران این دوره کم به چشم نمی خورد. لابد حق دارند. سیاست آدم را خسته می کند. خسته  و  دلزده از هرچه هیاهو. آن وقت است که دلت می خواهد سر بر شانه های کسی نهاده و یک خواب راحت را تجربه کنی دور از مناظره و مشاجره و انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و هزار دردسر دنیای سیاسی.  

آن وقت است که سر و کله یک خانم زیبای قهرمان سابق المپیک در زندگی مردی از جنس آهن پیدا می شود و رییس جمهور سابق و رهبر فعلی حزب روسیه می رود که دستمایه و سوژه رسانه ها و متلک ها باشد. دست کم برای مدتی کوتاه. 

 پوتین که هنوز هیجان ناشی از شهرتش در داشتن کمربند سیاه جودو میان طرفداران و دشمنان و خائنان و دوستداران و مابقی مردم جهان که می دانند روسیه کجاست و رییس جمهور یعنی چه و مرد خوش تیپ به چه کسی می گویند؛  فروکش نکرده این روزها تب تند عاشقی با شایعه ای زودهنگام به سراغش آمده است که روزنامه روسی  مسکووسکی تا پیش از توقیف دم به دم این تب را تندتر  می کرد . 

تصویر ولادیمیر پوتین 56 ساله و مرموز که حتی کمتر کسی تا پیش از این از زندگی خصوصی او و اینکه او دو دختر دارد مطلع بود این روزها در ذهن هواخواهانش کنار پرتره یکی از زیباترین زنان روسیه گذاشته می شود و از تصور اینکه چقدر آن شاهزاده پیر خوش تیپ و این پری کوچک ژیمناستیک باز به هم می آیند،  دست کم در دل من یکی که قند آب می شود.

به خصوص که همین روزنامه از طلاق بی سر و صدای پوتین و همسر اولش در ماه گذشته خبر می دهد و رسما اعلام می کند که عشق و عاشقی یا محض رضای خدا! به هرحال این واقعه در صورت شایعه نبودن در تاریخ زندگی خصوصی آمیخته با سیاسی پوتین با عنوان تجدید فراش به ثبت خواهد رسید ، نه زن دوم ! و همین که این مرد شماره یک روسیه تا همین حالا هم دست راست سارکوزی را از روی سرش پس زده و هنوز رسوایی هایی از همان دست به بار نیاورده و جیغ وداد لیودمیلا پوتینا همسر اولش را در محافل سیاسی بلند نکرده  است جای تقدیر دارد. به ویژه که به روایت این روزنامه روسی خانم جدید از فعالان سیاسی هم بوده و از سال 2007 به عضویت حزب روسیه درآمده است. 

داستان عاشقانه پوتین و این خانم 25 ساله زیبا چه حقیقت داشته باشد و چه یک دروغ محض باشد - همانطور که پوتین در حاشیه دیدار با برلوسکونی ودر نشست مطبوعاتی اش گفت که حتی یک کلمه از این ماجرا حقیقت ندارد -  کمترین ضرر آن نه متوجه خانواده پوتین می شود و نه شخص این رییس حزب محبوب.

توقیف روزنامه مسکووسکی کمترین ضرر ناشی از این داستان است . روزنامه ای که مدیر مسسوولش پس از این جنجال استعفا کرد . روزنامه ای که دو روز است منتشر نمی شود و دستور توقیف آن صادر شده. روزنامه ای که باید بداند دخالت در امور زندگی خصوصی مردی همچون پوتین هزینه براست و به دردسرهایش نمی ارزد.  

پی نوشت 1- وضعیت و میمیک چهره من تا یک ساعت پس از خواندن این خبر که البته دو ساعت بعد تکذیب شد واقعا دیدنی بود.  

پی نوشت 2- حتی یک دقیقه هم به پیشنهاد دوستم مبنی بر اینکه چطور است به پوتین بگوید دست نگه دارد اول بیاید ایران مرا ببیند و بعد اگر خواست برود با آلینا کابائوا، دارنده مدال طلای المپیک 2004 آتن و مدال برنز المپیک 2000 سیدنی در رشته ژیمناستیک  ازدواج کند فکر نکردم. مگر مغز...( همان مغز ) خورده باشد پوتین که عمرا.

 پی نوشت 3- با انتشار این خبر در سایت عصر ایران تصور می کنم بیشترین پیام های تبریک از ایران به سمت کاخ کرملین شلیک شد. شاید اقای پوتین تصور هم نمی کرد که اینهمه محبوب ملتی باشد که فروختن هواپیماهای قراضه به آنها و به جیب زدن پول های یامفت و صید خاویار و همین ها دیگر!!!!!

   + زهرا باقری شاد ; ٩:٢٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٧
comment نظرات ()