مکث

 

اين گزارش از صفحه ۱۴ روزنامه تهران امروز به تاريخ پنج شنبه ۴/۱۱/۸۶ گرفته شده . اين رو براي اين گفتم كه ذكر منبع در روزنامه نگاري ضروريه.

صف انتظار بلند است، تاكسي‌ها خالي مي‌روند
همیشه هم تقصير تاكسي‌ها نيست

تقصير هيچ كس نيست. تقصير زمستان است. اين را تابستان امسال هم مي‌گفت. در آن ظل گرماي دم ظهر كه جمعيت، كيپ به كيپ در صف‌هاي طولاني به انتظار تاكسي مي‌ايستاد. كمياب شدن تاكسي‌ها در خيابان‌هاي شهر و دير رسيدن مسافران به مقصد؛ هيچ يك از آنها تقصير هيچ كس نبود. آن روزها تقصير تابستان بود. اين روزها هم كه هوا بي‌سابقه سرد است و انتظار ايستادن در صف‌هاي تاكسي طولاني‌تر، چشم‌هاي رئيس خط هنوز خيره به يك نقطه دور مانده است و مي‌گويد تقصير هيچ‌كس نيست. شايد يك تاكسي از راه برسد. تعداد مسافربرهايي كه كنار خيابان به موازات صف مسافران توقف كرده‌اند و جز به مسافر دربستي رضايت نمي‌دهند به پنج دستگاه خودرو مي‌رسد.
با امسال مي‌شود سه سال و نيم كه اين رئيس خط درست سر صف مي‌ايستد و رفت و آمد تاكسي‌ها و مسافربرها را كنترل مي‌كند. همه چيز را تحت نظر دارد و ندارد و مي‌گويد: «چيزي عايد آدم نمي‌شود از اعتراض و بگو مگو. خيلي كه بهشان گير بدهم و بگويم دربستي مسافر نزنند، صدايشان بالا مي‌رود.» فكر مي‌كند تقصير اينها هم نيست. بنزين ندارند مجبورند دربستي مسافر بزنند و خسته و بي تفاوت ادامه مي‌دهد: «با اين سن و سال حوصله جر و بحث با راننده‌ها را ندارم.»
مسافران هم دچار همين رخوت هستند. در هر سن و سالي كه باشند حوصله بگومگو ندارند. غرولندهايشان زير لبي است و اعتراض‌هايشان نارسا. رفتاري دارند كه امان‌الله قرايي‌مقدم، آسيب‌شناس اجتماعي آن را رفتار منفعلانه مي‌نامد، رفتاري كه ناشي از سرخوردگي‌هاست. به اعتقاد اين آسيب‌شناس اين‌گونه شيوه برخورد، امتداد تاريخي رفتار مردمي است كه هميشه در مقابل هر مساله‌اي گذشت كرده‌اند. قرايي مقدم درباره اين مسافران منفعل، اين رئيس خط بي‌تفاوت و اين رانندگان مي‌گويد: «
آموزش و پرورش ما، خانواده، مطبوعات و جامعه همواره ما را به سوي انفعال و گذشت بيش از حد تشويق كرده است. مي‌‌بينيم كه حقمان پايمال مي‌شود اما چون در طول تاريخ به تدريج دريافته‌ايم كه اعتراض ما راه به جايي نمي‌برد عادت كرديم و شايد ناچاريم سكوت ‌كنيم.»
سكوت اما هميشه هم بر خط‌هاي تاكسيراني حاكم نيست. زن جواني كه اوايل صف ايستاده از سوز سرما، از انتظار بيش از حد، از تماشاي مسافربرهايي كه خالي و بدون مسافر كنار خيابان توقف كرده‌اند و انتظار پرداخت كرايه‌هايي تا پنج برابر دارند، به ستوه آمده و بر سر آنها فرياد مي‌زند. زن تنها فرياد مي‌زند و بيشتر مسافران خاموشند، سرهايشان در شال‌گردن‌ها فرو رفته و به واژه‌هاي معترضانه صداي مسافر شاكي فكر مي‌كنند: «بايد از شما‌ها به شهرداري شكايت كنيم تا وظيفه‌تان را بفهميد.»
«شكايت؟» يكي از راننده‌ها كه خونسردتر از بقيه است، مي‌گويد: «شكايت كن، شكايت كن خانوم» و رئيس خط به شاكي يادآوري مي‌كند كه اينها مسافربرهاي شخصي هستند و مثل تاكسي‌ها در قبال جابه‌جايي مسافر تعهد ندارند. رئيس خط هم مانند مسافران نمي‌داند كه بر اساس اعلام اخير سازمان تاكسيراني و به گفته رئيس اين سازمان شهروندان حتي مي‌توانند شماره مسافربرهاي شخصي متخلف را هم به سازمان يا شهرداري اطلاع دهند. بسياري از آنها با شماره 1888 هيچ آشنايي ندارند. خط تلفن سازمان تاكسيراني كه مسافران مي‌توانند از طريق آنها شكايت‌هاي خود را به سازمان اعلام كنند. شكايت‌هايي كه به گفته تيموري كرماني نسبت به سال پيش دوبرابر افزايش يافته و بيش از 43 درصد آنها مربوط به نرخ كرايه‌هاست.
آنها كه مي‌دانند هم سر در سكوت فرو برده‌اند. آنها به گلايه‌هايشان رنگ و بوي اعتراض رسمي نمي‌دهند و بيشتر شكايت‌ها عقده فروخورده مي‌شوند.
محمود پناهي، روانشناس، اين عكس‌العمل را طبيعي مي‌داند و آن را نتيجه فقدان حمايت مسوولان عنوان مي‌كند. او مي‌گويد: «در حقيقت شكايت مردم راهكاري براي حل اين مشكلات نيست. وقتي آنها خود را در اين ميان بدون هيچ‌گونه حمايت جدي مي‌بينند شايد ترجيح مي‌دهند كه ديگر اعتراض نكنند. به وي‍‍ژه كه هيچ ضمانتي هم براي احياي حق آنها وجود ندارد.»
و اين‌گونه است كه بيشتر اين اعتراض‌ها گاه در حركت‌هايي ناگهاني همچون پياده شدن از اتومبيلي خلاصه می شود كه راننده آن به محض سوار شدن مسافران نرخ كرايه را دو برابر اعلام مي‌كند و توجيهش شب و سرما و زمستان است و در جواب اعتراض مسافران مي‌گويد: «زورتان به ما مي‌رسد؟ به همين 200 تومان اضافه كه از شما مي‌گيريم؟»
مسافران كه پياده مي‌شوند و دوباره سر صف مي‌ايستند به جمع مسافربرهاي دربستي اضافه مي‌شود. فردي از ميان همه از انصافي كه نيست، حرف مي‌زند. صداي او هم نارساست. زن جوان معترض هنوز سوار تاكسي نشده و مي‌گويد: «اگر همه با هم با اين راننده‌هاي متخلف برخورد كنيم و سوار ماشين‌هايشان نشويم دفعه ديگر كرايه را بيشتر نمي‌گيرند.»
سوز سرما اما نمي‌گذارد. بي‌طاقت‌ها مي‌دوند و پرداختن دوبرابر كرايه را به ايستادن و انتظار محال ترجيح مي‌دهند. رئيس خط مي‌گويد: «اينها خطي نيستند. گاهي كرايه را تا 1000 تومان هم بالا مي‌برند و مسافران هم در شب‌هاي باراني و برفي چاره‌اي جز سوار شدن ندارند. مردم الان ايستاده‌اند و تماشا مي‌كنند. يك وقت‌هايي به همين‌ها هم راضي مي‌شوند.»
زن معترض يكي دو قدم جلوتر رفته و حالا سر صف ايستاده است. درست كنار رئيس خط و با هم به نقطه‌اي دور چشم دوخته‌اند.
آن سوتر در اتومبيل در حال حركت مردي كه در صندلي جلوي مسافربر نشسته با ترشرويي به راننده مي‌گويد كه در اين هواي سرد بالا بردن كرايه، كار خوبي نيست. مي‌گويد كه اين خلاف مقررات است و نبايد اين‌طور باشد. راننده در ظاهر سر حال است اما سر درد دلش كه باز مي‌شود آه از نهادش برمي‌آيد. از بالا رفتن قيمت لوازم خودرو حرف مي‌زند و مي‌گويد: «آقا شما وقتي نان گران مي‌شود اعتراض مي‌كنيد؟ فقط ما را مي‌بينيد؟ بايد و نبايد‌ها فقط مال ماست؟»
قرايي‌مقدم از ديدگاه يك آسيب‌شناس اين حق را به مرد راننده مي‌دهد كه مسائل اجتماعي را همچون زنجير به هم بافته بداند و بر اين اصل باور داشته باشد كه هرچيزي كه گران مي‌شود گراني‌هاي ديگر را نيز در پي خواهد داشت.
چهار مسافر در حال دور شدن از صف انتظار هستند و با خود حساب و كتاب مي‌كنند كه چندان ضرر نكرده‌اند. همان‌گونه كه قرايي مقدم مي‌گويد: «اگر هر مسافر بخواهد از رانندگان متخلف شكايت كند بايد به اندازه همان كرايه اضافه، پول تلفن بدهد تا شكايتش به گوش مسوولان برسد.»
به اعتقاد او وقتي مردم اعتراض نمي‌كنند يعني به تدريج دريافته‌اند كه شكايتشان راهي به جايي نمي‌برد. «ناچار كرايه اضافه را مي‌پردازند و به اين فكر مي‌كنند كه از طريق ديگر مثلا گرانفروشي جبران كنند. چون مي‌دانند كه كسي نيست با آنها برخورد كند.»
قانون حمايت از مصرف كننده كه هنوز نتيجه‌اي در بر نداشته و نه اين قانون كه هيچ قانون ديگري در اين روزها و شب‌هاي سرد به داد هيچ مسافري نمي‌رسد. وقتي توجيه برخي راننده‌ها براي بالابردن نرخ كرايه‌ها بدون هماهنگي تاكسيراني، ترافيك و طولاني شدن مسير است و مي‌گويند: «در اين وضعيت نمي‌ارزد آدم مسافربري كند. مگر در هر رفت و برگشت چقدر درآمد داريم كه تازه بايد بيشترش را خرج بنزين و لاستيك كنيم.»
اگرچه تاكسيراني با برخورد و جريمه 75 تاكسي كه در روزهاي برفي از جابه‌جايي مسافر خودداري كردند گامي در حمايت از مسافران در راه مانده برداشت، مسافراني كه شايد ته جيب خيلي از آنها 2000 تومان براي پرداختن كرايه تاكسي در روزهاي برفي نبود، اما همچنان شاهد تردد تاكسي‌ها و مسافربرهاي شخصي بي سرنشين در سطح شهر هستيم.
تاكسي‌هايي كه حضور 45 دستگاه خودروي بازرسي سازمان تاكسيراني در شهر و جريمه‌اي را كه در انتظار آنهاست ناديده مي‌گيرند و به گفته قرايي مقدم كجروي مي‌كنند.
اين آسيب‌شناس در حاليكه معتقد است هيچ كس از كجروي معاف نيست مي‌گويد: «يك سري كجروي‌ها صدمه‌هاي بسيار زيادي دارند. چون چند ميليون انسان را با خود درگير مي‌كنند. دولت بايد با اين‌گونه تخلفات جدي‌تر برخورد كند. برخورد با اين تخلفات از برخورد با اراذل و اوباش واجب‌تر است چون اين‌گونه تخلفات باعث كشته شدن روحيه چند ميلیون نفر مي‌شود». اما نظارت و كنترل و برخورد هيچ زمان آنقدر جدي نبوده و مردم اين را مي‌دانند.
قانون حمايت از مصرف‌كننده، برداشتن شماره تاكسي‌ها و مسافربرهايي كه بدون مسافر در سطح شهر تردد مي‌كنند يا نرخ كرايه‌ها را بالا مي‌برند؛ مسافر معترض و رئيس خط به هيچ يك از اينها فكر نمي‌كنند. به سر پيچ كوچه چشم دوخته‌اند تا شايد يك تاكسي بيايد.
تاكسي زرد اما گل‌آلود از راه مي‌رسد و مسافر روي صندلي جلو مي‌نشيند. بين راه يك نفر پياده و مسافري ديگر سوار مي‌شود و اسكناس 500 توماني را به راننده مي‌دهد.
راننده:«خرده نداري دخترم؟»
خرده ندارد و به راننده تعارف مي‌كند كه بقيه‌اش بماند، مشكلي نيست. راننده اسكناس را برمي‌گرداند و دختر جوان با شرمندگي عذرخواهي مي‌كند و پياده مي‌شود.
مسافر معترض كه حالا پس از دقيقه‌هاي طولاني انتظار براي تاكسي روي صندلي جلويي نشسته و به خيابان پر از عابر نگاه مي‌كند در گوشش صداي راننده مي‌پيچد كه به دختر جواني كه در حال پياده شدن است مي‌گويد: «برو به سلامت دخترم 100 تومان ارزشي نداره كه به خاطرش شرمنده بشي. برو به سلامت.»

......................................................................

پيشنهاد: به سايت پارست سر بزنيد. اشعار كلاسيك ايراني مورد نظر تون رو به احتمال زياد در اين سايت مي خونيد.



 

   + زهرا باقری شاد ; ٩:٢٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٥ بهمن ۱۳۸٦
comment نظرات ()