مکث

بچه ها این گربه هه ایران ماست.

در حقیقت به من ارتباطی ندارد. خوب فکر می کنم و می بینم زیادی دارم خودم را درگیر مسائلی می کنم که به من مربوط نیست. کسی به من می گوید باید حذفش کنم. همه چیز را حذف کنم. مثلا همین قضیه جشنواره گربه ها و اینکه مک کین و اوباما قرار بوده در این جشنواره شرکت کنند. خب این چه اهمیتی می تواند داشته باشد برای من ؟

البته شاید یک ارتباط کوچک احساسی وجود داشته باشد. به هر حال این قسمت اسمش آسیاست. و بچه ها! این گربه هه ایران ماست.

فهمیدم. در حقیقت به من خیلی هم  ارتباط دارد. من روی یک گربه زندگی می کنم. برای همین جشنواره گربه ها و هرچه که به آنها مربوط می شود برایم مهم است. فهمیدم. مساله مهم اصلا تبلیغات ریاست جمهوری مک کین و اوباما نیست. این شر و ورها را رسانه ها منعکس می کنند و به خورد ما می دهند.

حقیقت اینجاست. توی دل من! حقیقت توی دل من به درس های تکراری که در کتابهایم می خوانم ارتباطی ندارد. به تئوری های تبلیغات . به نظریه های ارتباطات.

حقیقت توی دل من به پیش بینی های رسانه ها درباره حضور جوانان امریکایی در این انتخابات ربطی ندارد. حقیقت توی دل من حتی به انتخابات آینده ایران هم ارتباطی ندارد. به تفاوت شیوه های تبلیغاتی در دو کشور. در دو جامعه. به اینکه مثلا کاندیداهای ریاست جمهوری یا مجلس نمایندگی در امریکا برای نظر و رای مردم به قدری احترام قائلند که حاضرند حتی در جشنواره گربه ها شرکت کنند و خود را به شکل یکی از گربه های معروف دربیاورند. نه ! اینها شر و ور است.

حقیقت بزرگ اینحاست. توی دل من! که می گوید من اشتباهی یا درست روی یک گربه به دنیا آمده ام و روی یک گربه زندگی می کنم.

 

   + زهرا باقری شاد ; ۳:٥٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()