مکث

ارتباط مورچه ها با ریاکاری.

قسمتی  از اتاق  پر از مورچه شده. خودم کاری به کارشان ندارم. به مامان می گویم برود حسابشان را برسد. یعنی من نمی گویم حسابشان را برسد. خودش این کار را می کند. کافی است به او بگویم که کدام قسمت از اتاق پر از مورچه شده. من به هر حال مرتکب گناهی نمی شوم و این مامان است که باید به خاطر کشتن مورچه ها از خدا و طبیعت طلب بخشایش کند.

دچار عذاب وجدان می شوم. به مامان چیزی نخواهم گفت. اما اگر خودش مورچه ها را ببیند و حسابشان را برسد دیگر مستوجب عذاب وجدان نیستم.

نه! خیالم راحت نمی شود. من به هر حال عذاب وجدان دارم. چون اگر من حساب مورچه ها را می رسیدم مامان مجبور نمی شد این کار را بکند و بعد به خاطر این کار طلب بخشایش کند.

من مورچه ها را می کشم. به جهنم! بگذار یک قاتل باشم تا یک ریاکار بزدل!

   + زهرا باقری شاد ; ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()