مکث

انتقام تمام عمرم را آخر از اين زمانه مي گيرم

باز اين روزها دلم تنگ است باز د ارم بهانه مي گيرم

دائما مي خزم درون خودم شب شعر و ترانه مي گيرم

با صداي بلند مي گريم بي تفاوت و سرد مي خندم

شعرهاي فروغ مي خوانم ژست هاي زنانه مي گيرم

باز شب ها كنار ايوان خاطرات قشنگ مي خوابم

توي خوابم دوباره دست تو را ساده و كودكانه مي گيرم

دست هاي تو باز در دستم هي بزرگ و بزرگ مي شوم و

از تب تند و داغ لبهايت بوسه عاشقانه مي گيرم

توي خوابم تو مي رسي از راه با گل و شعر و خنده و باران

 دم به دم لحظه لحظه از دستت هديه شاعرانه مي گيرم

نصفه شب ها كه مي پرم از خواب با خودم عهد مي كنم يك روز

انتقام تمام عمرم را آخر از اين زمانه مي گيرم

باز فردا منم كه دلتنگم باز فردا منم كه دلگيرم

باز دائم فروغ مي خوانم باز دائم بهانه مي گيرم.

   + زهرا باقری شاد ; ٤:۱٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٦
comment نظرات ()