مکث

دوران رعایت اصول اخلاقی بزرگ به پایان رسیده است...

دوران رعایت اصول اخلاقی بزرگ به پایان رسیده است.

این را آدولف تی یر در سال 1847 نوشت. درست زمانی که رویارویی دو قدرت بزرگ امریکا و شوروی را پیش بینی کرده و آن را اجتناب ناپذیر می دانست.

امروز من این جمله را بارها و بارها می خوانم حتی زمانی که صحبت از کاندیداتوری آقای خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری به میان می آید. یکبار دیگر خاتمی!

سلام اقای خاتمی!

من از سیاست چیزی نمی دانم. سوادم به ارزیابی حضور شما در انتخابات این دوره از ریاست جمهوری نمی رسد. از طرف هیچ کسی هم حرف نمی زنم الا خودم. بله خودم! به عنوان یکی از افرادی که این سرزمین به آنها هم تعلق دارد. دست کم یک نوع تعلق صوری.

من تنها به اندازه سهم خودم از این سرزمین به شما می گویم و خواهش می کنم که اعلام آمادگی تان را برای کاندیداتوری پس بگیرید. تو رو خدا  اتفاقی را که باید بیفتد و بر ای همه ما خوب است به تعویق نیندازید. تو رو خدا بازی نخورید از سیاستمدارانی که نشسته اند و از راه دور برای ایران تصمیم می گیرند. بگذارید یک نفر دیگر بازی بخورد، یک نفر که روزی روزگاری بیشتر مردم دوستش نداشته اند و برایش یک دوم خرداد جادوان را رقم نزده اند. یک نفر که نتوان به او گفت فرهیخته .

آقای خاتمی! دیگر حرفی ندارم. بقیه را خودتان بهتر از من می دانید. به استدلال هایی که طرفداران و حامیان عالم و دانای شما برای کاندیداتوری تان به راه انداخته اند کاری ندارم.آنها عالم اجتماعی هستند و یک شهروند عادی و ساده. کسی که دردهایش هم مثل خودش ساده هستند. من دردهای بزرگی ندارم. درد من این بغض لعنتی است که نمی دانم چرا وقتی اسم شما را می شنوم  می ترکد . درد من این است که روزی ده بار این جمله آدولف تی یر را می خوانم : دوران رعایت اصول اخلاقی بزرگ به پایان رسیده است.

 

   + زهرا باقری شاد ; ۳:٢٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()