من درد مشترکم ! مرا فریاد کن

قصه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم

مرا فریاد کن

*

درخت با جنگل سخن می گوید

علف با صحرا

ستاره با کهکشان

و من با تو سخن می گویم

نامت را به من بگو

دستت را به من بده

حرفت را به من بگو

قلبت را به من بده

من ریشه های تو را دریافته ام

با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام

و دستهایت با دستان من آشناست

در خلوتِ روشن با تو گریسته ام

برای خاطر زندگان,

و در گورستان تاریک با تو خوانده ام

زیباترین سرودها را

زیرا که مردگان این سال

عاشق ترینِ زندگان بوده اند

 

.... آخ شاملو! احمد شاملوی عزیز!

 

این درد مشترک است که نزار قبانی را وا می دارد به گفتن:

 

مرد برای عاشق شدن

به یک دقیقه نیاز دارد

و برای فراموش کردن

به چندین قرن.

 

و سعدی را می برد تا سرودن این بیت:

 

سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل

بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران

 

 

پی نوشت : پریا توی پادکست خوبش این هفته شعرهای من رو نوشته و خونده. شنیدن شعرهای خودم با صدای ناز پریا دلنشینه... خیلی دلنشین. می تونید پادکست پریا رو از روی این لینک ببینید.

/ 20 نظر / 435 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میس شانزه لیزه

سلام جان من اسم بلاگ من رو با اشتباه تایپی نوشتی ضمن اینکه اسم بلاگ هست جزیره در کهکشان . لینکت کردم جانم .

سعیدمجیدحمید

خیلی خوب شد که کمی سفید را حداقل به قالب وبلاگ هم که شده راه دادید. روزی نوشته ها کند. قلبت همیشه رو به سپیدی، رو به نور، در پناه خدا.

ايرن

خونه ي نو مبارك!چه قدر روشنه..نورگيرش هم خوبه...انگار دور تا دورش از اين پنجره هاي قديه...عالي شد زري!

محبوب

اشک رازی است لبخند رازی است عشق رازی است شاملو بی نظیره واقعاً ... درد مشترکی که باید فریادش کرد

واحدی

سلام خانم باقری شاد خوبی؟ قالب جدید مبارک باشه رنگ سفید رو بیشتر می پسندم .. شعر هم بسیار زیبا بود شاد باشی

پریا

http://sorayeh.com/podcast/?p=234 این دفعه تویی خود خودت....یه جور تبریک واسه قبولیت هم هست تازه

سهبا

اي جااااااااااااااانم ! بالاخره از سياهي در اومد اين خونه ! خدايا شكرت . مرسي زري عزيزم . خوشحالم . خلاصه قالب نو مبارك . دلت سفيد سفيد باشه و خالي از هر سياهي خانوم گل .

شیطان

مارا به عقب میبری ... به گذشته ... به شاملو ... خاطره های خوب و بد ... و عشق در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرودها را زیرا که مردگان این سال عاشق ترینِ زندگان بوده اند زنده باشی زری