نظام بدوی آموزش و پرورش!

از تهدید به اخراج و تکالیف اجباری خارج از مدرسه و خارج از حد توان دانش آموزان و

تبعیض و تنبیه ها و محرومیت های دسته جمعی در مدرسه های ایران که بگذریم ، از

امتحان هایی که هراس را در دل کوچک بچه ها ایجاد می کند و من و شما هم کم و بیش

تجربه شان کرده ایم که بگذریم می رسیم به تنبیه بدنی. من هیچ وقت از دست معلمانم کتک

نخورده ام شاید به این دلیل که  معلمان خوبی داشتم. معلمان اکثریت قریب به اتفاق خوبند

اما گاهی شرایط اقتصادی اجتماعی روانی و اموری از این دست که البته کم اهمیت هم

نیستند باعث می شود معلم شلنگ و ترکه و کابل و چوب بردارد و بیفتد به جان روح و تن و

روان دانش آموز.

نمونه اخیر تنبیه بدنی دانش آموز خوزستانی،  بدوی بودن نظام آموزشی ایران را بار دیگر

به مسوولان گوشزد کرد تا جایی که اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس بالاخره

عکس العمل نشان دادند و از آموزش و پرورش توضیح خواستند. اما صحبت اینجاست که

چرا وقتی پرونده ترک تحصیل هزاران دانش اموز بسته می شود کسی از آموزش و پرورش

توضیح نمی خواهد که چند درصد این ترک تحصیل ها به دلیل تنفر از ادامه تحصیل و محیط

آموزشی بوده اند؟ چرا حالا؟ حالا که پسربچه خوزستانی بعد از تنبیه شدن موقع برگشتن به

خانه از حال رفته و از دوپا فلج شده؟ چرا حالا که افکار عمومی از پرونده شکایت مادر

یکی از دانش آموزان از معلم فرزندش که او را به عنوان تنبیه لخت و عریان کرده و مقابل

همشاگردی هایش ایستانده بود خبر ندارد و نمی داند آن دانش آموز آیا ضربه سیلی را که

ناظم به محض مشاهده عریان بودن او بر گوشش نشانده بود از یاد برده  یا نه!

با تمام احترامی که برای برخی از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای

اسلامی قائلم تاکید می کنم که چرا حالا؟ هرچند نمی دانم باید امیدوار باشم که این عکس

العمل نشان دادن افرادی که به نوعی نماینده مردم هستند می تواند نظام تربیتی بدوی و

خشن آموزشی ایران را منسوخ کند یا نه؟

 

پی نوشت1. این تذکرها به معنای زیر سوال بردن مقام و شان معلمی نیست. به معنای گوشزد کردن نقش و وظیفه نمایندگان مردم است بر نظارت بر تمام امور. البته اگر فرصت کنند!!!

پی نوشت2. ضعف نظام آموزش و پرورش صرفا به قصورو اشتباهات معلمان باز نمی گردد. این ساختمان از بن ویران است.

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاهگل

سلام با: آغاز كن دلاور من طبل جنگ را آهسته دنگ دنگ قشنگ كلنگ را منتظرم از نقد سری قبل ممنون

آقا طیب

سلام زهرا چه عکس قشنگی چه قدر مثل خودته

کرگدن

یادش بخیر ! دبستان و راهنمایی رو تو یکی از شهرستانای اطراف زنجان خوندم ... اونجا همه معلما از اول دبستان مرد بودن و حسرت معلم خانوم به دلمون موند ! وقتی شلوغ می کردیم یا درس نمی خوندیم معلمها با کابل برق کلفت که 6 - 7 تا سیم برق نازکتر توش بود می زدنمون ! تازه قبلش می گفتن برید تو حیاط و دستاتونو 10 دقیقه بکنید توی برف بعد بیاید کتکتونو بخورید ! چه مزه ای می داد !!! یادش بخیر !!!!!

شوالیه

عجب حکایتیه...

سمیرا

یه معلمی میشه اون فرشته نیشابوری که جونش رو داد تا شاگردش زنده بمونه و یکی اون بی رحم خوزستانی..هر دو ایرانند اما این کجا و آن کجا؟

بهارک

سلام دوست گلم همیشه به روز هستی و خواندنی آفرین بر تو و سپاس از تو

مسعود جعفری

سلام . معلم ها همیشه منو یاد این بیت از سعدی می ندازن: همه قبیله ی من عالمان دین بودند مرا معلم عشق تو شاعری آموخت... این مطلب من رو عمیقا آزرد و غمگین کرد... و فکر می کنم برای جامعه ای که داره با استرس زندگی می کنه و با استرس قدم بر می داره این چیزها زیاد هم غریبه نیست . ترس و دلهره متاسفانه بخشی شده از هویت مردان و زنان غمگین سرزمین من . . . بگذریم ... خوشحالم که گاهی مهمون کلام و کلماتتون میشم و خوشحالتر از اینکه حس شعرم به حش شعرهاتون نزدیکه . اما دلیل به روز نشدنم رو نمی دونم چی بگم شاید هم تنها دلیلش اینه که زیاد روی این فضا حساب باز نکردم . درست یا غلطش رو نمی دونم اما شاید حرفهای شما بتونه گره به روز نکردن هام رو باز کنه . منتظر حرفهاتون می مونم و این که خوشحال میشم شعری ازتون بخونم . شاعر باشید و. برقرار . . .

عباس

سلام بانو ....چقدر حرف داری برای گفتن .........و این روزها .........گوشها سربی ...........و هیچ پنجره ای رو به باغ نیست.....یا حق