حرف حسابی ممنوع!

دفترچه ی خاطرات آبی ممنوع!

یا داشتن حرف حسابی ممنوع!

آرام بگیر ! در تن شعر و غزل،

پاشیدن روح انقلابی ممنوع!

انگار نفس کشیدنم اجباری است!

این مرتبه،  مرگ انتخابی ممنوع!

در حیثیت حضرت دیوار ، حتی

ایجاد فقط کمی خرابی ممنوع!

ایجاد فقط کمی ترک یا تردید

در طرز تفکر کتابی ممنوع!

دیوار مبادا که ترک بر دارد

پس حال و هوای التهابی ممنوع!

بر آینه بر باغچه بر آدم و خاک

خورشید! مبادا که بتابی... ممنوع!

روی همه کتیبه ها بنویسید

در قرن سیاه ، رنگ آبی ممنوع!

/ 56 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یوسف زاده

که اگه شغل باشه باید تو فهرست کتابهای گینه دنبالش بگردیم.... همیشه هم سعی کردم تو انتخابم بهترین رو داشته باشم واسه همین تا حالا تو چند تا رشته تحصیلی مثل کامپیوتر عمران حقوق و بخصوص موسیقی تحصیل کردم و العان هم میخوام در ارشد کارگردانی شرکت کنم و واسه همینهم احساس موفقیت فوقلعاده ای نمیکنم و برعکس بشدت دپرسم و اگه تا حالا خودکشی نکردم واسه این بوده که نمیخواستم با این کارم باعث بشم آمار خودکشیهای کشور از این که هست بیشر بشه... ضمناً از اینکه تو ایمیلتون اونجوری به من حمله کردید و سعی کردید من رو تخریب کنید بشدت عصبانیم و العان داره خون، خونم رو میخوره و حرفای شما مثل تیری با زهر کشنده از نوع TCDDکه 150 هزار برابر قوی تر از سیانوره به قلب من نشسته و داره منو از پا در میاره....و از اونجا که آدم بی جنبه ای هم هستم ، بشدت دنبال فرصت تلافیم.

یوسف زاده

ضمناً شرمنده از اینکه به جای واژه لاکپشت از قورباغه استفاده کردم چون بخاطر نوشتن انشایی در کودکی که بعدها بخاطر آن نامزد دریافت جایزه ارزشمندی از دست معلم انشای خودم شدم، تبدیل به واژه ای شده که کاملاً ملکه ذهن من بوده و آنرا قورت داده ام- از دیگر سو چون رشته تحصیلی من مهندسی ICTاز دانشکده مخابرات تهران بوده ازپست 76 شما نیز بشدت شوکه شدم چون دیدم از امثال من بشدت تنفر دارید ، اما به شما پیشنهاد میکنم تمام رشته های مهندسی را با یک چوب نزنید وگرنه من نیز در کنار شما به رشته هایی چون 1-خبرنگاری 2- نویسنگی 3- موسیقی 4-کارگردانی 5- (شخصیه) علاقه مندم و از رشته هایی چون 1- مهندسی کشاورزی 2- مهندسی متالوژی 3- نقاشی 4- حسابداری 5-(ناراحت میشید بگم) ... متنفرم، ضمناً مثل شما شعار هم نمیدم که 1- فرفره فروشی (؟؟؟؟!!!!) آخه اینم شغله؟؟؟

یوسف زاده

خانم باقری شاد دوست عزیز - سلام : من متقاعد شدم- باورکنید!- اما نظرات آزاد من هم بخاطر وجود وبلاگ آزاد شما بود، وگرنه که نقد معنا نداشت – من مطلب راجع به افریفا را نیز خوانده ام و اگر هم تاثیری بود از همین نوشته ها بود البته هنوز هم گله هایی دارم نه از تعمیمم گفته های شما بلکه از افکار شما – باور کنید من از پلیس اندیشه کتاب 1984جرج اورول و تفتیش کنندگان عقائد قرون وسطی بدتر نیستم اما منتقد...چرا هستم

کرگدن

قدیما یعنی جوونیاتون عمه زری ؟!!!

کرگدن

دیشب کسی مزاحم خواب شما نبود؟ آیا زنی غریبه در این کوچه‏ها نبود؟ آن دختری که چند شب پیش دیده‏اید دمپایی‏اش ـ تو را به خدا ـ تا به تا نبود؟ یک چادر سیاه کشی روی سر نداشت؟ سر به هوا و ساده و بی دست و پا نبود؟ یک هفته پیش گم شده آقا! و من چقدر گشتم‏، ولی نشانی از او هیچ جا نبود زنبیل داشت، در صف نان ایستاده بود یک مشت پول خرد … نه آقا گدا نبود! یک خرده گیج بود ولی نه…فرار نه اصلاً به فکر حادثه و ماجرا نبود عکسش؟ درست شبیه خودم بود،مثل من هم اسم من، ولحظه ای از من جدا نبود یک دختر دهاتی تنها که لهجه اش شیرین و ساده بود ، ولی مثل ما نبود آقا! مرا دقیق ببین ، این نگاه خیس یا این قیـافه در نظرت آشنا نبود ؟ دیشب صدای گریه ی یک زن شبیه من در پشت در مزاحم خواب شما نبود؟ پانته آ صفایی بروجنی

کرگدن

وختی خوندم حس کردم دارم یکی از غزلای تو رو می خونم ...

مریم ترین

سلام...ای خدااااااااااااا...هر جا میریم حرف از قدغن و ممنوع و هیییییییییییس و ...وب محسن ...حالا هم تو... بابا اومدم غزل عاشقانه بخونم...اما چون غزل بود می بخشمت...[عینک]

زهرا باقری شاد به یوسف زاده

یوسف زاده عزیز! می بینم که خدا صدای گرومب حسادت مرا شنید و شما را فرستاد تا نقش پیروز که برای محسن ایفا می کند برای من ایفا کنید و هربار کلی کامنت داشته باشم. البته شما خیلی بهتر هستید چون پیروز همش محسن را فحش می دهد اما شما انتقاد می کنید. آن حمله ایمیلی هم مثل اینکه کارگر بوده و به رغم مخالفت خودتان از شما یک جورج اورول ساخته است. از شوخی گذشته مرسی از نظرات متعددی که با یکی از آنها انتقاد می شوم با دیگری گیج می شوم با آن یکی از شما منتقد می ترسم به خصوص درباره دانشگاه و آن حرف ها درباره چند رشته و این حرفها!

سارا فلاح

به به اینجا چه خبره .تا باشه ازاین دوستای مهربون کامنت بارون شدی دخمل.[نیشخند][نیشخند] روی همه کتیبه ها بنویسید در قرن سیاه ، رنگ آبی ممنوع![گل][گل]