من همانم، همان کلاغ سیاه...

خسته و بی قرار و خانه به دوش

تشنه یک پیاله آبم

بعد، آرام، پشت پنجره ای

تا خود صبح بعد می خوابم

من همانم : همان کلاغ سیاه

تازه پرواز را بلد شده است

جوجه کوچکی که زندگی اش

دوسه ماه است مستند شده است

جوجه کوچکی که فهمیده

آسمان چیست؟ لانه یعنی چه؟

بغض آدم چطور می ترکد؟

گریه عاشقانه یعنی چه؟

جوجه کوچکی که مبهوت است

سخت مبهوت این خیابانها

وهر از گاه دانه می چیند

از کف دست بچه انسانها

و هر از گاه قلب کوچک او

به هوای بهار می لرزد

می نشیند کنار ریل یخی

با صدای قطار می لرزد

من همانم :همان کلاغ سیاه

که زمستان به او نمی سازد

عاشق نور و آفتاب است و

باد و بوران به او نمی سازد

در شب ممتد زمستانی

در هوای گرفته برفی

آمده پشت شیشه دلتان:

غزلی ! عاشقانه ای ! حرفی!

بالها را به شیشه چسبانده

تا شما ، ها کنید و گرم شود

تا شما با صدای ساز ، امشب

شور برپا کنید و گرم شود

بلکه امشب به خواب خوش برود

از یخ و برف در امان باشد

صبح فردا هوا که روشن شد

باز در اوج آسمان باشد.

 

/ 32 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا باقري شاد

دوستي كه فينگليش مي نويسيد! من به كجابايد سر بزنم؟ شما كه آدرسي از خودتان نمي گذاريد! اصلا منتظر اين هستيد كه من به وبلاگ شما سر بزنم؟

پری کوچک غمگین...

سلام خانومی.... ممنون که مهمون خونه ام شدی... خوب گفتی زهرا جان.. خوب.... شده ام همان پری کوچکی که نه بوسه ای می میراندش و نه به بوسه ای جان می گیرد و هنوز و همیشه غمگین است... آرزویش هست که.... بگذریم... به گمانم آخرش هم می شود همان داستان مژگان بانو و خبر می آرند که "پری کوچک غمگینی مرد..." با حسرتی در دل و آرزویی بر لب.... سرت سبز و دلت خوش باد...

فرزام

عالی بود زهرا، عالی! مرسی که به حرف این کچل بی خاصیت گوش ندادی و اینو گذاشتی اینجا. بابا این کاره باز![چشمک] و این چند وقته شعر ندیده بودم ازت. دمتان گرم بانو!دمتان گرم!

فرزام

منظورم از کچل بی خاصیت محسنه[نیشخند]

اشرف گیلانی

سلام و اینکه همیشه به یادتم: دیگر عزیزم با شما کاری ندارم حال و هوای مردم آزاری ندارم حال و هوای در خیابان ها دویدن با کفش کهنه دور میدان ها دویدن...

ّبيطرف

وبلاگ تهران امروز آپ لود شد...tehranemruz.blogfa.com

امين

بسيار خوب شخصيت آرامي داريد

.

سلام . خیلی زیبا نوشتید . ا