ما کجاییم در این بحر حقیقت تو کجا؟!

گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دم است باقی ایام رفت

 

تهران چقدر خوش آب و هوا شده امروز. برای من که بزرگراه چمران را به آرامی پایین می آیم و آن هوای بی نظیر را از لابلای برگ های ریز درختان می کشم توی ریه هایم. برای من که پنجره را باز می کنم و سایه دلنشین درختان را که افتاده روی شیشه ها با تک تک سلول های تنم می بلعم. چه سایه ای دارند درخت های کهن این خیابان.

عصبانی هستم. آنقدر عصبانی که طراوت هوای یکشنبه تهران از یادم می رود و می زنم در قندان را می شکنم.  آرام می شوم . یاد دکتر عبداللهی می افتم که لیوان را می گرفت جلوی صورتم و به نرمی و ملایمت می گفت : اگه دلت می خواد این لیوان و بشکن...

نمی شکستم... می زدم زیر خنده. دکتر اما ایستاده بود نزدیک من تا لیوان را راست راستی سر بدهد توی دستم . احتمال می داد خیلی بیشتر از اینها به سرم زده باشد.

کمی بعد خجالت می کشم از خودم. از آدم های دور و برم. از  قندانی که حالا بدون در روی میز نشسته و غصه می خورد. چقدر  آدم باید خر باشد و صدای پرنده ای را نشنود که از دم ظهر تا حالا دارد می خواند. می روم از پنجره نگاهش کنم. بدجوری خودش را کشته از شدت جیغ و داد. به قول همکارم مثل دختری است که توی خیابان راه می رود و سوت می زند. سایه رقص اغواگرانه یک پرنده را لابلای برگها می بینم. آزاد است و دارد برای آن یکی ویراج می دهد.

حسرت به دلم می نشیند از آزادی آن پرنده و اسارت این یکی. حسرت به دلم می نشیند از خواندن خبرهای نمایشگاه اکسپو شانگهای و از دیدن عکس هایی که پاویون های زیبای کشورها را نمایش می دهند. نمی دانم توی پاویون ایران چه خبر است. شاید مثل همینجا باشد اوضاعش. به هم ریخته و درهم.

چه خبر است اکسپو ! عکس دو رقصنده فرانسوی را می بینم . با آن چهره های اصیل فرانسوی که توی پاویون کشورشان حضور دارند. همه کشورها برای نمایش آخرین جلوه های تمدنشان توی اکسپو شانگهای حاضر شده اند.سوئد گروه ارکستری متشکل از 22 ربات را به چین برده. فنلاند پاویونش را با یخ و برف درست کرده. ایران چه کرده؟ چه کسی را برده شانگهای تا فرهنگ و تمدن کهن و نوین کشورمان را برای جهانیان نمایش دهد؟

توی پاویون ایران اثری از فروغ فرخزاد نیست. اثری از صادق هدایت . شاملو. اخوان.... خدا می داند یادی از شجریان هست یا نه!

همکارم می گوید با خواندن این خبرها تازه می فهمیم مردم کشورهای دیگر به چیزهایی که ما فکر می کنیم حتی یک لحظه هم فکر نمی کنند و ما هم مخیله مان به افکار و اندیشه هایی که به آرامی  در مغز آنها جریان دارد قد نمی هد.

ما سرشار از گره های ناگشوده هستیم هنوز. چه جبر تاریخی غیرمنصفانه ای !

 

پی نوشت: عکس بالایی مربوط به دو رقصنده فرانسوی است که در پاویون این کشور در اکسپو شانگهای حاضر شده اند.

/ 21 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوب

جبر تاریخی ... خیلی بهش فکر می کنم ... گاهی میگم من با اون دختری که تو اروپا یا آمریکا بدنیا اومده چه فرقی دارم که من باید اینجا باشم و اینجوری فکر کنم و زندگیم این باشه و اون .... این بی فرهنگا که زدن فرهنگ ِ این خاک رو اساسی پکوندن ، دیگه چیشو ببرن نمایش بذارن ؟ بذار دنیا هم بدونه که این بی فرهنگا حرفی برا گفتن ندارن . اما حیف ِ ما ... حیف ِ این مردم ... دلم برا خودمون می سوزه ...

اشرف گیلانی

زندگي تر شدن پي در پي زندگي آبتني كردن در حوضچه اكنون است رخت ها را بكنيم آب در يك قدمي ست

شیطان

در واقغ اینا میخواستند در تئوری راه چین رو برند ... ولی از راه چین فقط خفقان سیاسی اش رو یاد گرفند ... این که زاده آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی این که لنگ در هوایی .. صبحونت شده سیگاروچایی ای عرش کبریایی .. چیه پس تو سرت کی با ماراه میایی جون مادرت .... http://www.youtube.com/watch?v=EH05Hjhw1S8 سلام

درآمد از اینترنت

وبلاگ جالبی داری. راستی اگه میخوای درآمد اینترنی داشته باشی یه سری به وبلاگ من بزن. دروغ نیست مطمئن باش. حداقل امتحانش که ضرری نداره. شاد و پایدار باشی...

عاطفه

همین جوری بی ربط : من روز را دوست دارم ولی از روزگار میترسم «حسین پناهی»

مهتاب

چقدر خوب که خرده های شکسته ی اون در قندون رو اینجا باقی گذاشتی زری جان ... فریاد این تلخی شیرینه ... آگاهی و چرا سازی با طعم خاکه قند ... با صدای پرنده ... عالی بود زری جان

سپيد

سلام زهرا جان به نظر می رسه دنیا قوانین خاص خودش رو داره و قوانین علت و معلولی بر آن حاکم است فكر ميكنم خواندن كتاب (زنگي برازنده من نوشته كارول پيرسون انتشارات ماز ) جواب خيلي از سوالات تو رو بده يادت باشه مسوليت همه تقصير ها و اشتباهات و اتفاقات رو نبايد گردن خدا بندازي همه ي ما گاهي قول و قرارهاي يك طرفه اي با خدا مي گذاريم و هيچ وقت از خودمون نميپرسيم كه ايا خدا هم با اين قرارها موافقه يا نه ! بعد هر اتفاقي كه بيفته كلي منت سر خدا ميگذاريم كه من فلان كار رو انجام دادم اما تو چي؟ اميدوارم توانسته باشم كمكي بكنم. در ضمن عالي مينويسي ادامه بده