با هم بیاییم دعا کنیم...

حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس

در بند این مباش که نشنید یا شنید

بغلش که کردم انگار به اندازه همان یکی دو ساعت بالا‌ آوردن از وزنش کم شده بود. سرش روی شانه هایم سنگینی نمی کرد‏ سبک سبک مثل پر قو بود و من فقط حجم بادی کاپشنش را لمس می کردم.

چشمهایش داشت از شدت بی حالی بسته می شد. گرسنه بود. گذاشتمش روی صندلی بنشیند و رفتم برایش آب بیاورم. صدای ضعیفش توی گوشم پیچید که آب می خواهم. نمی توانستم بغض کنم . وقت خوبی نبود. همانجا روی بالشی که من گوشه هال گذاشته بودم ولو شد و پتوی مورد علاقه من را روی خودش کشید. با همان لباس های خوشگل مهمانی .

وقت خواب همین که داشتم برای خوب شدنش دعا می کردم به نظرم رسید این بیماری ساده چه غصه ها که در دل من نریخته ... پس آنها که بچه هایی با بیماری های لاعلاج دارند چه می کشند از این روزگار لاکردار؟

چشمهایم را بستم که برای همه شان دعا کنم. تصویر سرد و بی روح دیوارهای سبزآبی  بیمارستان آمد جلوی چشمانم. دلهره دوبرابر شد در این دل دیوانه. چشمهایم را بیشتر بستم و طوری پلکهایم را فشار دادم که دیگر چیزی نبینم و چیزی از معمای لاعلاج بودن بیماری بعضی کودکان نفهمم. چشمهایم را بستم تا فقط دعا کنم و آرامش باشم. شاید آرام باشیم همه مان.

چشمهایمان را ببندیم حتی برای ده ثانیه و برای همه بچه های بیمار دعا کنیم.

 

/ 9 نظر / 10 بازدید
حمید

درک میکنم با روح حساس و لطیفی که داری چقدر دیدن این صحنه ها برات سخت بوده...کلا به نظرم دیدن درد کشیدن بچه ها از سختترین لحظاتیه که هر آدم میتونه تو زندگیش تجربه کنه...مخصوصا اگه اون بچه رو بشناسی و دوست داشته باشی و روزای بیدردش رو هم یادت بیاد... چشامو میبندم و برای سلامتی همه بچه هایی که درد و صورت تکیده حقشون نیست دعا میکنم...

حمید

خدارو شکر که حالش خوبه... خودت چطوری عمه کم پیدا!؟... (به جان خودم این "عمه کم پیدا" فحش نبوده و منظور عمه ایست که کم پیدا میباشد!)...

ايرن

بیمار بودن بچه ها....هر چی بخوام بگم تکراریه..این که چرا؟مثلا اگه همه ی بچه های روی زمین سالم و سرحال بودند و با اون چشمای داغ و تبدارشون گوشه ی بیمارستان خیره نمی شدند به مادراشون...چی می شد؟!و این که نمی فهمم باید به درگاه کی دعا کنیم؟کسی که خودش بچه رو دچار کرده حالا باید دعا کنیم به درگاهش که خواهش می کنم این بچه رو خوب کن!نمی فهمم زری!

سهبا

حتی فکر کردن به یک بیماری ساده بچه ها دیوانه کننده ست چه رسد به بیماری لاعلاج ! خدا کند که نباشد هیچگاه این بیماریها برای کودکان ! اما... نمیدانم در این دنیای غریب بچه ها تاوان کدام اشتباه ما را پس می دهند؟

محبوب

قربون ِ تمام ِ لطافتت برم زری عزیزم . . . چشمامو می بندم و دعا می کنم . . . با همه ء وجود می خواهم که بچه ها درد نکشند ، هیچ کس درد نکشد . مرسی که میای و تشویقم می کنی به نوشتن . ممنون خوب ِ من

بنده خدا

من هر روز دعا میکنم تمام لحظات مخصوصا برای بچه های خونی شریعتی

هاله لویا

[ناراحت][گل]