عباس مرد، اما زنده است.

عباس مرد.

عباس را به نام دکترمی شناختم. از او قربان صدقه های مادرش به یادم مانده اما نمی دانستم که عباس حالا یک متخصص قلب مجرب شده ، ازدواج کرده و دو تا بچه دارد. حتی نمی دانستم  کارت اهدای عضو داشته  و وصیت کرده بوده که در صورت فوت او را در سمنان به خاک بسپارند. شهر همسرش.

با شنیدن خبر مرگ او نه اینکه نوستالژی همیشگی پایدار نبودن این زندگی برایم تداعی شود بلکه  یادآوری خوبی بود برای اینکه بدانم زندگی خیلی ماندگارتر از آن چیزی است که خیلی از ما تصور می کنیم. همان موقع بود که به ارزشمندی زندگی عباس فکر کردم و اینکه  قلب ، کلیه ها ، کبد و ریه هایش حالا دوباره زنده اند. بعد احساس کردم که باید بدانم من چقدر زنده ام. و خیلی زود یک لیوان آب خنک پاشیدم روی تمام افکار تلخی که تا چند دقیقه پیش ذهن مرا به خود مشغول کرده بود.

اعتراف می کنم مرگ عباس نخستین قضیه تلخی بود که مرا عمیقا به وجد آورد . روحیه ام را نباختم .گریه نکردم. افسرده و بیمناک نشدم. حالا ایمان دارم که زندگی ادامه دارد. حتی آن سوی مرگ. می تواند یک تجربه باشد . یک تجربه دوست داشتنی.

 

 

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیروز

آهان پس دوباره تاییدی شده. خب من که نمی شناسم ایشون رو اما خدا رحمتشون کنه

کرگدن

خوندم ... هر چی بنویسم کلیشه س ... پس به احترام روح بزرگش سکوت می کنم ...

بهارک

سلام زری جان خدایش بیامرزد.من هم به اهدای عضو فکر کردم.اگه وقت بشه میرم ببینم چه طوریاست. اینطوری زندگی ادامه داره...

محمد

سلام . بعد از کلی کنجار با ارباب رجوع شب میایی سر وقت آپ جدید خانم باقری شاد... صحبت مرگه... اما ... این زاویه اش فرق میکنه... هر وقت به مرگ فکر کردیم و ازش نترسیدیم یعنی به توان ابدی زنده خواهیم ماند... چیزی شبیه تولد دوباره عباس...

پیروز

یعنی من تا خودم می نویسم می دوم میام کامنت می ذارم؟ ای بابا! من که تو کامنتها همیشه هستم و به فیض اکمل می رسونمتون با نظراتم!!!! به هر حال غرض از مزاحمت اینکه آپم!! تشریف بیاورید و کلبه مان را نورانی کنید با قدوم عطرافشان بهار نارنجی تان سر سبز فرمایید. با تشکر بسیار فراوان

سعید

خدایش بیامرزاد. روحش قرین رحمت باد. آمین. من هم دوست دارم بعد از مرگم اعضایم را هدیه کنم. نه برای تداوم حیاتم که همین حالا هم چیز خاصی توی این زندگی بی هدف نداریم که کسی بخواهد ادامش بدهد. فقط برای اینکه شاید نفر بعدی که این اعضای من به امانت به دستش می رسد، ازشون درست استفاده کند. ما که نکردیم تو این مدت.

کرگدن

این عکس با مطلب مچ نیست ... تو ذوق می زنه نافرم ...

سارا فلاح

زری خانم روز 21 مهر بیا همایش تقدیر از 100 وبلاگ برتر بانوان دوست دارم ببینمت.[گل]

فرزام

روحش شاد ... هرچند من اول فکر کردم عباس عبدی مرده!!![نیشخند] ضمنا ... من الان نمی تونم آپ کنم ولی هنوزم همون اخلاقم رو دارم که به کسی نه نمی گم[نیشخند][لبخند]

الهام

هر نفسی طعم مرگ را می چشد کاش این طوری بچشد!