خبرنگارانی که نوشتن بلد نیستند

آخر خودم را می کشم از دست بعضی ها که هنوز نمی دانند برای تنظیم خبر نباید از کلمه هایی مثل می باشد و گردید و نمود استفاده کنیم.

هنوز که هنوز است دود از سرم بلند می شود و دلم می خواهد جیغ بزنم وقتی خبرهای منتشر شده در خبرگزاری ایرنا ، فارس و  بسیاری از سایت های خبری را پر از اشکال می بینم و متعجب می شوم که چرا حتی به ابتدایی ترین مسائل برای تنظیم این خبرها بی توجهی شده ؟ سر در نمی آورم. از مطبوعات ایران که چیزی نمانده دیگر. از اول هم چیزی نبود. اما انحطاط آن در این سالها حتی به شیوه نگارش خبرها هم سرایت کرده و  به نظر می رسد افرادی که مثلا خبرنگار هستند حتی به خودشان زحمت نمی دهند پیش از نوشتن یک خبر و جوگیر شدن و ژست مضحک گرفتن و چشم و ابرو کج کردن و پز دادن ، کتاب ها یا دست کم جزوه های خبرنویسی را مطالعه کنند. اینها یا سر کلاس خبرنگاری و روزنامه نگاری ننشسته اند یا اگر هم دوره های کوتاهی را در این زمینه پشت سرگذاشته اند همه را هپلی هپو کرده اند و هیچی به هیچی. با اینهمه به نظرم حتی اگر یک نفر بخواهد کار خبرنویسی را به شیوه تجربی دنبال کند دست کم می تواند برای یادگیری شیوه های درست خبرنویسی کوشا باشد و سره را از ناسره تشخیص دهد.

خبرنویسی هیجان نیست. خبرنویسی با جوگیرشدن و هیاهوی بسیار برای هیچ کلی توفیر دارد. خبرنویسی و روزنامه نگاری با ظرافت های زیادی همراه است ؛ از احترام به شعور مخاطب گرفته تا صداقت و ساده نویسی. من این را از معلمان خوبم علی اکبر قاضی زاده و شیده لالمی آموختم. برای همین توی کلاس قاضی زاده عاشق گزارش نویسی شدم و به همراه شیده در سرویس گزارش تهران امروز گزارش نویسی را تمرین کردم. من خبرنگار یا روزنامه نگار خوبی نشدم و آنی نیستم که همیشه مد نظرم بود. من فقط عشق به نوشتن را از این عرصه دریافتم. اما دانسته ها و تجربه هایی که از این دو معلم آموختم تا همیشه با من است. هنوز تذکرهای قاضی زاده درباره انتخاب سوژه و تیتر از یادم نرفته . هنوز یادآوری های شیده درباره اینکه توی کار خبر نمی توانم و نمی شود معنا ندارد توی ذهنم است. هنوز ساده ترین قانون ها را برای درست نویسی دست کم در  تنظیم خبر رعایت می کنم و شادم که اولین چیزی که در این عرصه یاد گرفتم گزارش نویسی بود. و یک تاسف بزرگ همیشه ذهنم را در هم می شکند که خبرگزاری ها ، سایت های خبری و مطبوعات ما امروز سرشار از اشتباه هستند. اشتباه!

پی نوشت ؛ این چند خط بخش کوتاهی از یکی از خبرهای منعکس شده در خبرگزاری مهر است :

احمدی نژاد با اشاره به کنترل قیمت‌ها در ایام نوروز گفت: به واسطه ارتباط بسیار خوبی که بین اصناف و مسئولین ایجاد گردید بازار شب عید به زیبایی و خوبی اداره شد و دولت برای کنترل قیمت‌ها هیچ‌گونه وارداتی نداشت و بازار با تولیدات داخلی کشورمان به بهترین شکل کنترل شد. انجام 120 میلیون نفر سفر در سراسر کشور که رقم بی‌سابقه‌ای است، نشان‌دهنده ثبات، اطمینان و نشاط در مردم می‌باشد.

/ 27 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرمین

درست میگی . من هم به عنواان یه آدم معمولی فقط برای خودم همین خط سیرو دنبال می کنم خبرنگاری کار خیلی سختیه هیچ وقت فکر نکردم که یه روز خبرنگار بشم:دی

سهبا

عزیز دلم اون مطلب رو خودم ننوشتم . پس اگه دیدی کسی واست ای میل کرد تعجب نکن . و اینکه سعی کن برنامه تو زود جور کنی بیای پیشمون .

محبوب

قربون تو برم که اینقدر حرص میخوری . من هم با اینکه فقط یک سال و نیم تو مطبوعات کار کردم اما همیشه سعی کردم تمام چیزهایی که از استاد قاضی زاده یاد گرفتم رو به کار بگیرم . یادمه من هم اون روزا خیلی حرص میخوردم و الان هم میخورم کم و بیش . دوست دارم روحتو زری . عاشق این حساسیتاتم . برات بهترین ها رو با همه وجودم میخوام چون واقعاً لایقشی

سعيدمجيدحميد

كاش درست آن غلطهايي را كه مشخص كرديد مي نوشتيد يا توضيحي درباره چرايي و چگونگي اين خطاها ارائه مي كرديد.

الهام

کاملن قبول دارم! من که سعی کردم به خبرنگارایی که باهوشن کار کردم حداقال این رو یاید بدم! چی بگم! ایرانه دیگه! خبرنگاریش مثل بقیه چیزاش! همه چیمون باید به هم بیاد! یادت نره این رو زری!!

سعيدمجيدحميد

آها از اين نظر. از شوخي گذشته من نمي دانستم فقط از نظر رعايت اصول ادبي قضيه را مورد بررسي قرار داده ايد، فكر كردم شايد در اصول حرفه اي خبرنگاري نكاتي هست كه در اين نمونه كه ارايه كرده ايد رعايت نشده.

غزل خونه

انقدر آماتورها هستند که با اعتماد به نفس کامل دارند کار میکنند و تازه مدعی هم هستند که بقیه ضعیفند و در سطح اونها نیستد...

مجید

درست میگین امروزه روز انحطاط خبرنویسی خیلی تو چشم میاد