یاد نومید رفتگان با هم

ما که می خواستیم خلق جهان

دوست باشند و مهربان با هم

ما که می خواستیم نیکی و مهر

حکم رانند در جهان با هم

شوربختی نگر که در همه عمر

خود نبودیم مهربان با هم

ای شمایان که باز می گذرید

بعد ما زیر آسمان با هم

گر رسید آن دمی که آدمیان

دوست گشتند و همزبان با هم

آن زمان با گذشت یاد کنید

یاد نومید رفتگان با هم

( فریدون مشیری )

/ 10 نظر / 12 بازدید
یه نفر

مطمئنم دیوونه از این عکس خیلی خوشش بیاد. خودمو نمیدونم[چشمک]

شوالیه

"خسته ام مثل شانه از موهات...مثل موهای روی شانه رهات" مطلع غزلی از روزهای دور و داغ آخر امیر آباد...آخر جوانیها...

گروه اکسیر

سلام مکث . وبلاگ جالب و پرمحتواییی دارید . تبریک میگم . خوشحال میشیم از وبسایت ما هم دیدن کنید. ما در وبسایت خود با برنامه های نظیر اسپمر رایگان رومها ، اموزش تخصصی هک ایدی و سایت ، سورسهای کمیاب و درخواستی شما ، مقالات جالب و ... منتظر شما هستیم. موفق باشید.

شیطان

خیلی انتخاب خوبی بود و عکس هم.. جالبه که در میان خلقی این چنین عکسی از بچه های خندان سیاه چرده نوشته رو زیباتر میکنه ... سلام

عباس

سلام...ما که نومید ماندگانیم...یا حق

فاطمه اختصاری

(((ببخشید دندانتان توی گردن من است!))) سلام دوست خوبم! به روزم با کلی شعر و مطلب و خبر و ... (((به چیزهای قشنگی که هست فکر بکن!!))) ....الف. لام. میم.... «مهدی موسوی» بودن غمگین است! ....الف. لام. میم.... ميمون، به دُمت نگاه كن! ....الف. لام. میم.... «PMS» مخفف وضعيت پست مدرن «Post Modern Situation» نيست بلكه ... ....الف. لام. میم.... «همين است كه عقل من ادراك مي كند» «شمس» دارد زندگی ام را زیر و رو می کند ....الف. لام. میم.... PLOP! او داشت قِل مي خورد! ....الف. لام. میم.... شماره چهارم فصلنامه‌ی همين فردا بود چاپ شد (به زمان با دید غیرخطی نگاه کنید!) ..... (((شاعر ان خوب به بهشت مي روند، شاعران بد به همه جا!))) (نقدی متفاوط!! و ... راجع به برگزاری جشنواره های شعر کشور) پوتين براي سربازان جديد ... (((پرنده ی نخی ام زیر چرخ خیاطی))) ... و ديگر هیچ!

بهارک

روحش شاد!

سمیرا

این بهار که می آید شکوفه ها همان شکوفه های همیشگی است..ماهی ها همان ماهی ها و سبزه و هفت سین همان که همیشه بود اما نمی دانم چرا دلهای اغلب آدمها آنگونه که بود نیست؟! من بهاری ام اما تو ..او ...بغل دستی ام نیست ..می خندیم اما به زور...لباس نو می خریم اما نه با دلخوشی روزهای کودکی..هفت سین می چینیم اما از روی عادت نه عشق روزهای شاد نوجوانی...کاش این بهار با طوفانی می آمد طوفانی آنقدر عظیم که غبار دلتنگیهایمان را ریشه کن می کرد و دوباره به دنیا می آمدیم...

رامین یوسف زاده

کار عشق من و شما آقا ! ديگر از ژست عاشقانه گذشت ديگر از اضطراب و همهمه و هيجــانات کودکانه گـذشـت ديگر از پـلـه ها که می گـذريد ؛ مثـل آهو دلـم نمی لـرزد با خودم زيرلب نمی گويم : به ! چه زيبا وشاعرانه گذشت فـقـط آرام خـيـره می مـانـم بـه مـسـيـر پـيـاده رفـتـنـتـان مـثـل اينکه نسـيـم آرامـی آمـد ؛ از پشت بـام خانه گذشت مثل اينکه کنـار هم بوديم : چشم در چشم و سايه در سايه در خيابان خلوتی که فقط می شد ازآن به اين بهانه گذشت کـار عـشق مـن و شمــا آقـا ! مثـل گـنجشـکهـای سرگردان ديگر از مرغ خانگی شدن و قفس تـنگ و آب و دانه گذشت بـا خـودم زيـر لب نمی گويم : آخر قصه مان چه خواهـد شد! فـرض کـن اتـفـاق زيـبـايی از سـرم مـثـل يک نشـانه گذشـت اين غزل هم دوباره مال شما ؛ درد دلهای دختری که چه خوب در سکـوت قـشنگ

رامین یوسف زاده

کشوری ساخته ایم آسمانش آبی و زمینش مشکی زرد-یاسبزوبنفش یا به هرجلوه که در چشم کسی زیبا هست گرچه رنگارنگ است افقش یکرنگی است؟! ************** کشوری ساخته ایم پایتختش عشق است که ندارد استان شهر یا شهرستان و به یک دهکده تعبیر شده است!! میتواندهرکس بی روادید...............؟! به یک پلک زدن- بی هزینه -کم خرج اندرآن سیر وسیاحت بکند؟! ************** کدخدایی دارد که چنان نیست حسود وبخود مغرور یا پست -ببندد راهت وبخواهد ازتو-(حق ورودی وبلیط) واقامتگه هم لازم نیست آنچنان جذاب است "خواب درچشم همه میشکند؟!" می شوی مجبور تا برگردی ومجدد-بروی؟! کشوری ساخته ایم دولتش اهل سواد مردمش معرفت کافی و وافی دارند سن وسال همگی محدود است بین ۱۵تاشصت ..........؟! اندکی زیر و بم اما دارد ودراین کشور ما کودک نیست همچنین پیر وکهنسال ...که کم حوصله اند کم سوادند وفراموش خیال وتن نازکشان میشود زیر شکنجه نابود چون در اینجا استاد به فلک می بندد مردم را هرکه حاضرنکندمشقش را مشق اینجا عشق است آنهم ازنوع مجازی نه حقیقی -ملموس کودک وپیر از آن بی زارند!! پیرهم تجربه اندوخته آنقدر