زهی مراتب خوابی که به ز بیداری است

سحر کرشمه چشمت به خواب می دیدم

زهی مراتب خوابی که به ز بیداری است

دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ

که رستگاری جاوید در کم ‌آزاری است

 

اول : از ولیعصر تا هفت تیر مگر چقدر راه است؟ همین هم کفایت می کند برای نشستن پای حرفهای یک راننده تاکسی خوش اخلاق و‌ آرام که  روی یک کاغذ سفید  با خط خوش نوشته: به یزدان که گر ما خرد داشتیم/ کجا این سرانجام بد داشتیم؟

 

دوم : با هیچ چیز به اندازه آزردگی نمی توان نیروهای خود را سوزاند... این جمله ی نیچه را دوست دارم. فکر می کنم بهتر است آزردگی ها را از خودمان دور کنیم و  بیشترین استفاده را از نیروهایمان داشته باشیم.

 

سوم : هدیه امروز مکث به خوانندگانش ؛ دیگه عاشق شدن فایده نداره از کوروس سرهنگ زاده.

 

چهارم: این هم یک هدیه دیگر که احمد شاملوی عزیز زحمتش را خیلی وقت پیش کشیده. بخوانید و لذت ببرید. اگر هم می خواهید بشنوید از اینجا.

دلتنگی‌های آدمی را

باد ترانه‌ای می‌خواند،

رویاهایش را

آسمان پرستاره نادیده می‌گیرد،

و هر دانه برفی

به اشکی نریخته می‌ماند.

سکوت،

سرشار از سخنان ناگفته است؛

از حرکات ناکرده،

اعتراف به عشق‌های نهان

و شگفتی‌های بر زبان نیامده.

در این سکوت،

حقیقت ما نهفته است.

حقیقت تو

و من.

 

/ 17 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کیامهر

روبرتو سلام رسوند می گفت چرا اس ام اساشو جواب نمیدی؟

مونا

دستش درد نکنه جناب نیچه واقعا

حممیدمجیدوباقی ماجرا

"شعر"، "اول" و "دوم" عالی بودند دستت درست.

عاطفه

سکوت سرشار از ناگفته هاست

آرمین

چقدر دور بودن از ترس و آزردگی حس خوبی داره

مسیح

این روزها خواندنی تر شدنی

سمیرا

بابا عكس قشنگ! مي بينم كه جميعا همه رفتيد تو كار پروفايل خوشگل كني! اي ول زري چش قشنگ

شیدایی

دیگه عاشق شدن ... ناز کشیدن فایده نداره ... نداره ... زری .. من عاشق این آهنگم ... مرسی ...