جهان، اشمیت را یافته است.

 

اشمیت را بیتا.ک به من شناساند. خیلی چیزهای خوب را مدیون بیتا.ک هستم و دارم عادت می کنم اینطوری صدایش بزنم : بیتا . ک یا همان خانم کای سابق.

برای من همان بیتا . ک است با کتاب های خوبی که به من معرفی می کند و گاهی در چنان شوری غرقم می کند که  به دشواری می توان توصیفش کرد.

اشمیت را او کشف کرد و به من گفت بروم بخوانم. نویسنده ای که در بازار بین المللی به صورت مرجع ادبی فرانسوی در آمده است. متولد سال 1960.

خدای من این محشر است. بعد از کلی دربه دری در ورق های سیاه و سفید دست نوشته های ارزشمند نویسنده هایی که می شناختیم حالا یک اشمیت پیدا شده که می گوید: نویسنده باید از خودشیفتگی و نا امیدی بپرهیزد و به دیگران عشق و آسودگی تقدیم کند.

او این کار را می کند.

وقتی کارهایش را می خوانم به یاد حرف مرجان می افتم که می گفت:  چرا اینهمه تلخ فکر می کنی؟ چرا سیاه می بینی؟ اینطوری می خوای بنویسی؟ اینطور سیاه؟ فکر نمی کنی بس باشه؟ اینهمه آدم اومدن سیاه نوشتن و رفتن...جهان به چیز دیگه ای نیاز داره.

حالا می خواهم به مرجان، به خودم و به همه بگویم که جهان آن چیزی را که نیاز داشته بازیافته. اریک امانوئل اشمیت.

اولین کتابی که از او خواندم آقا ابراهیم و گلهای کتابش بود . بعد رفتم سراغ اسکار و خانم صورتی. فکر می کردم تا نیمه می خوانم و بلند می شوم می روم  می خوابم. اما تا آخرش رفتم و وقتی به خودم آمدم که اسکار مرده بود و خانم صورتی داشت به خدا نامه می نوشت.

ماجرای این کتاب نامه هایی است که یک کودک مبتلا به سرطان برای خدا می نویسد . همین. به همین سادگی.

اشمیت راحت حرف می زند و اهل قمپز در کردن نیست. ( محمد محمد علی ، نویسنده دوست داشتنی سر کلاس های داستان نویسی همیشه به ما می گفت لطفا مقمپز نباشید یعنی قمپز در نکنید. من این اصطلاح را از او یاد گرفته ام ).

 اشمیت دست کم برای من نویسنده ای جدید است که  به هیچ کس نمی ماند. پیشنهاد امروز من مطالعه آثار اوست که به دلیل حجم کم خیلی راحت می توان آنها را مطالعه کرد و اگر ذوق آدم گل کند حتی می توان آنها را درسته قورت داد .

برخی از آثار اشمیت که من مطالعه کرده ام و می توانم به شما بگویم که خواندنشان یک تجدید حیات ذهنی برای آدم به دنبال دارد :

آقا ابراهیم و گلهای کتابش

اسکار و خانم صورتی

انجیل های من

گلهای معرفت/ مجموعه سه داستان

نوای اسرارآمیز/ نمایشنامه

 خرده جنایت های زن و شوهری/ نمایشنامه ( تله فیلم آن از شبکه چهار تلویزیون ایران پخش شد؛ با بازی محمدرضا فروتن و نیکی کریمی)

مهمانسرای دو دنیا/ نمایشنامه

/ 38 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نصرا...خان

درود نصرا...خان بر زهرا خاتون و احباب ایشان غرض اینکه در وبلاگ جدلستان مبحثی جالب گشوده گردیده که دعوت می نماییم در آن شرکت کنید.حتی می تونید مطلبی مفصل به ایمیل قید شده اش بفرستید تا در وبلاگ به نامتان درج گردد. آدرس جدلستان در وبلاگ نصرا...خان لینک شده است.

بی تا

بیا و تو همش به جای من بنویس...من که لذت می برم. در ضمن من عاشقتمو خودمم مواظبتم. قابل توجه فرزام عزیز!

امیر

این یاروهه اشمیت ازینجا نمیخاد بره؟

شبنمکده

از يک بره که زندگي را چرا مي داند تا من که چرا تفاوت يک صداست [گل]

رضا

سلام.خوندم جالب بود ...شاد باشيد

کرگدن

زری غزلای مرتضی کردی رو خوندی ؟ http://mortezakordi.persianblog.ir

رامین

پس صبح بخیر حالا مونده تا این جونور رو بشناسی خودش یه جور ویروسه (پاورقی: منظور از جانور اعجوبه است)

شکلات تلخ

ابراهیم و گل های قران رو با ترجمه پسر فروغ البته پسر خونده فروغ که در مونیخ زندگی می کنی و دوست خواهرمه رو خوندم و ترجمه اون در ایران رو هم خوندم کلی تفاوت و سانسور در ترجمه های ایران هست. در ضمن سلام[بغل]