پله پله به سمت بهار

 

 

 

شاید ای خستگان وحشت دشت !
شاید ای ماندگان ظلمت شب !
 
د
ر بهاری که می رسد از راه ،
گل خورشید آرزوهامان ،
سر زد از لای ابرهای حسود

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زینب

حتما سر میزنه.... بهترین هارو برات میخوام در سال جدید ایام به کامت

حامد

از همونجایی که تو لش خاطرات رو آوردی...

عباس

سلام...اولن که خدا نعلت کنه هر چی مردم آزاره سر صوب زنگ میزنن و در میرن ...دویومن منم میام تاریخش رو پیلیزن بدون عدد اعلام کنید...سیومن شعر تان محشر بود ما هم امیدواریم بانو...یا حق

آرمین

عالي بود اين شعر اي كاش...

مزدک موسوی

بهار حرف کمی نیست... نوروزتون به قدر شادی بی حدّ جوانه های نو رسته از دل خاک یخ بسته مبارک و سبز باد همیشه همیشه برفراز بمانید

سهبا

امیدوارم گل خورشید آرزوهات از لای ابرهای حسود در بیان زری گلم . روزهای خوبی رو برات آرزو دارم .

غزل خونه

حتی تصور یا خیال این روایت برای چند ثانیه با زل زدن به این عکس، لذتبخشه و آرامبخشه...

حمید

امید از معدود چیزاییه که خرج نداره ولی حال آدمو خوب میکنه!... نمیدونم...شاید هم بشه امیدوار بود...