گریه کنم یا نکنم؟

 

گریه کنم یا نکنم .. قصه به انتها رسید...

تنها یک مدال المپیک در کارنامه ایران کافی است تا صدا و سیما مردم را با پخش سرودهای حماسی شرمنده کند. اما دوای درد ایران دیگر از این حرفها گذشته است. امروز یک یادداشت در روزنامه کارگزاران خوندم که چشمهامو پر از اشک کرد. انگار نه انگار که ایران زمانی سرزمین شیران بوده. کدام شیران؟

شیرانی که با موهای سیخ سیخی و ادبیات عجیب و غریب سعی می کنند شبیه طرفداران رپ شل و وارفته راه بروند؟

شیرانی که بیشترشان دست کم یکبار مواد مخدر را تجربه کرده اند؟

شیرانی  که به زور آرایش های غلیظ به خودشان هویت می دهند ؟

من اما همین شیرهای افسرده و خسته و بی انگیزه را دوست دارم.حتی اگر به المپیک بروند و دست خالی برگردند.

دست خودم نیست. من این شیرهای شل و وارفته را بیشتر از این مرز پر گهر دوست دارم...این مرزی که گهرهایش نصیب دیگران شده و تاج هایش را بر سر همان دیگران گذاشته است.

چقدر خسته ام از این مسیر طولانی

نخند! درد دلم را تو هم نمی دانی

نمی رسیم به هم بی ستاره بی خورشید

در این تقاطع پر ازدحام ظلمانی

نمی رسیم به هم تا قیامتی دیگر

نه من نه تو و نه این خاطرات بارانی

برای اینکه دوباره خود خودت باشی

دو راه مانده : بمیری و یا بمیرانی

تو رفته ای و من اینجا به فکر پروازم

به سمت پنجره ای تا ابد چراغانی

تو رفته ای... نکند مثل این جماعت گنگ

بدل شوم به حضوری پلید و شیطانی؟

فرشته، آبی روشن و چکه چکه سکوت

من و تو و ... چه شود!عاشقی ، پشیمانی

تو هم بزرگ شدی ،من هنوز می گریم

زبان کودکی ام را تو هم نمی دانی

/ 31 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پندار

مرزمون هنوز پرگهره. و گهربارترین گهرش همین اشکاییه که به شوق همین مرز پرگهر ریخته میشه. گریه کن عزیز. گریه کن که اشکات هر کدومش یه گوهره.

اشرف گیلانی

می ترسم ای سایه می ترسم ای دوست می پرسم آخر بگو تا بدانم نفرین و خشم کدامین سگ صرعی مست این ظلمت غرق خون و لجن را چونین پر از هول و تشویش کرده ست ؟ ایکاش می شد بدانیم ناگه غروب کدامین ستاره ژرفای شب را چنین بیش کرده ست ؟

کرگدن

لیلا دلش پر است ... خیابان نرفته است مجنون دلش گرفته ... بیابان نرفته است من هم به فال تلخ خودم گریه می کنم که تا هنوز از ته فنجان نرفته است مشکوک مانده ام به خودم ، نه ! به طالعم به هر چه رفته است ، به آبان نرفته است سرد است ، سرد ... سرد ... و این شعر ، سرد تر از من هنوز فصل زمستان نرفته است تلقین بکن به چشم خودت که : نه هیچ گاه با چتر زیر نم نم باران نرفته است دیگر برات شعر نخواندم که خوش کنم دل را به زیره ای که به کرمان نرفته است [] می خواستم خیال کنم رفته از دلم اما نرفته است ! به قرآن نرفته است ! ندا هدایتی فرد

سارا

ایران و مرز پر گهرش را باختم

يانگوم

salam dooste aziz webloge bahali dari shoma mit0onid baraye afzayeshe 70% amare webloget ye sariam be ma bezani[تایید]

مهسا

به روزم زری .. دلم شونه‌هات رو می‌خواد که این‌بار من سرم رو بذارم روشون و هق‌هق زار بزنم تو بغلت .. ------------------ پ.ن. ربطی به "س." نداره ، از بابت اون نگران نباش ، مشکل منم و خودم!

زهرا

سلام زهرای خوب! به یادت هستم. تو هم اگر به یادم نبودی دست کم شاد باش!

شراره

لذت بردم واقعا ...یه جورایی این پستت به حسم نزدیک بود...فوق العاده ای دختر