تولدم مبارك

baby-678.jpg

دوباره به دنيا مي آيم. حتي اگر از راه رفتن در خيابان وليعصر به سمت طالقاني خسته شده

باشم. دوباره به دنيا مي آيم حتي اگر متروي صادقيه -  گلشهر از چهار بعد از ظهر تا سر

شب آنقدر شلوغ باشد كه صداي گريه هاي نحيفم به گوش مادر مهربان طبيعت نرسد.مادري

كه ملتهبانه بالاي سقف آهني ايستگاه هاي مترو در تردد اتومبيل ها و ازدحام آدم ها به سختي

نفس مي كشد و سبزي گيسوانش به سبزي مي گرايد در گذر روزها. دوباره به دنيا مي آيم و

نخستين بغضم نه از ترس است و نه به خاطر تابش بي دريغ آفتاب زمين بر چشمانم. نخستين

اشكهايم وقتي جاري مي شوند كه تصوير كودكان گرسنه افريقا بر صفحه مانيتور مثل پتك

روي سرم مي خورد . تصوير كودكاني كه سايت هاي خبري و تحليلي و اطلاعرساني و .. از

اندام پوست و استخوان شده ي آنها پر است و سرنوشتشان همچنان از فقر جان دادن .

نخستين اشكهايم براي خميدگي و تا شدن اندام نحيف كودكي است كه ذره هاي كوچك نان را

از روي زمين جمع مي كند. دوباره به دنيا مي آيم حتي اگر دوباره دستم به دست هيچ يك از

آنها نرسد. حتي اگر آنقدر از زندگي دور باشم كه بعد از خاموش شدن صفحه مانيتور، قدم

زنان پله ها را از تحريريه تا خيابان پايين بيايم و بوي سيب زميني داغ نرسيده به ميدان

وليعصر مرا به سمت گرماي رستوران تازه تاسيس بكشاند. دوباره به دنيا مي آيم حتي اگر

دانه هاي سيب زميني در فراموشي مطلق از گلويم پايين بروند. حتي اگر شال و كلاه گرم

روي سرم نگذارد كه ديگر به هيچ كودكي فكر كنم كه شايد امروز روز تولد او هم باشد. در

افريقا در افريقاي سياه.

/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اشرف گيلاني

زهراي عزيزم خيلي خوشحال شدم كه باز هم مي نويسي. با اجازه وبلاگت اولين پيوند من شد

احمدک دبير

بجای تلخ نوشتن طوری بنويس که خواننده خودش تلخ شود.

سینا علی محمدی

سلام بر شما فروغ می گوید: آه ای زندگی // این منم که با همه پوچی // از تو لبریزم حکایت حکایت همین زندگی ست و روایت شما به روزم با : داوران کنگره شعر دفاع مقدس معرفی شدند/ /زنگ خطر برای جریان شعر دفاع مقدس

مهسا

اااااااه خوب بسته ديگه... بابا مازوخيسم.... اين‌جا از قصد تولدت رو بهت تبريک نمی‌گم.... پس چی شد اون پستی که گفتی؟.... راستی اگه هنوز می‌خوای اون داستانی رو که گفتی بنويسی بهت بگم که برای ام‌شب قرار گذاشتم.... به قول خودت و خودم و بعضی‌های ديگه من و تو که آدم بشو نيستيم که

مهسا

نه بابا نترس دی‌شب که نيم ساعت توی ماشين فقط حرف زديم |: ... ام‌شب هم برقراره.... اتفاقی نمیفته چون وسط هفته هست... خبر جديدی شد بهت می‌گم

کرگدن

آره ولی مطمئنم اون قد که تو خوشحال شدی من نشدم !!!!!

مهسا

مرده‌شور اين محسن رو...... بس که چشمش شوره.... دی‌شب بس که اين هواااااااااااااااااااااا خروار کار داشتيييمممممم کنسل شد

پريـــــا

سلام عزيزم ممنون از همه محبت های خالصانه ات اميدوارم دوستان خوبی برای هم باشيم به اميد روزی که فقر نباشد

فرهاد قربان زاده

خوش به حال دنیا !!

کنج

آرههههههههههههههه..تولدته؟ وااااای چرا نگفتی؟ مبارکه..[ماچ][گل]