ساربان

اول ؛ ای ساربان آهسته ران را با صدای شهرام ناظری را از اینجا بشنوید.

 

ای ساربان آهسته ران، کارام جانم می رود

وان دل که با خود داشتم، با دلستانم می رود

من مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور ازو

گویی که نیشی دور ازو، در استخوانم می رود

گفتم به نیرنگ و فسون، پنهان کنم ریش درون

پنهان نمی ماند که خون، بر آستانم می رود

محمل بدار ای ساربان، تندی مکن با کاروان

کز عشق آن سرو روان، گویی روانم می رود

او می رود دامن کشان، من زهر تنهایی چشان

دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم می رود

بگذشت یار سرکشم، بگذاشت عیش سرخوشم

چون مجمری پر آتشم، کز سر دخانم می رود

با آنهمه بیداد او، وین عهد بی بنیاد او

در سینه دارم یاد او، یا بر زبانم می رود

صبر از وصال یار من، برگشتن از دلدار من

گرچه نباشد کار من، هم کار از آنم می رود

در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود

سعدی فغان از دست ما، لایق نبود ای بی وفا

طاقت نمی آرم جفا، کار از فغانم می رود

 

دوم: بیتا کریم پور ؛ به معنای واقعی کلمه شاعر است. شعرهایش کوبنده هستند ، ضربه دارند و سرشار از جسارت بیان و ادراکند. تیز و تلخ و عمیق درست شبیه خودش. مهم تر اینکه بیتا آنگونه که شعر می گوید زندگی می کند. کمتر کسی هست که هنرش را زندگی کند. مگر نه؟ دو تا از شعرهایش را می نویسم برایتان. کیفور شوید حسابی.

1.

اینجا آسمان است :

 زیر پوست من

جایی که هیچ چیز جز برهنگی محض نمی یابی

دورتر  فریادی ، بدنامی تو را شیهه می کشد

جایی که مرگ آسان می شود همین جاست

آغوش عریان من ؛

گیاه واره ای وحشی که هر لحظه تو را می زاید ، اما تو این را نمی خواهی

تو زندگی را سخت برگزیدی.

بعد از چند هزار سال نوری

تجاوز شده بر روی خاک می یابمت

و حتی مرگ

بلاتکلیف برای تمام نشدن کار تو

هنوز با غذایش بازی بازی می کند.

بخشایشی نیست

ولی زمان بی حوصله می چرخد.

گفته بودم اینجا آسمان است و زایشی برای تو

به جهنم که گوش ندادی!

 

2.

چه اهمیت که هرگز برای من نباشی؟

و من هیچ وقت کارم به جاهای باریک نکشد

تو؛

خواهی نخواهی شیب شدی در من پیچ در پیچ

چه اهمیت که باشی پیچ در پیچ یا نباشی؟!

 

/ 28 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هانیه

خیلی قشنگ بیتا و توصیف کردی.واقعا شعرا و نوشته هاش محشره.حال و احوال عمه زری خوبی من هی میام سر میزنم به وبت بلکم غزلی بخونم ازت اما نمی بینم.

محبوب

زری تو یگانه ای ... بی همتا ... عشق کردم این دو روز کنارت بودم .. فدات بشم الهی . خیلی بهم خوش گذشت ... خیلی زیاد ... منتظرتم زری . ... لحظه ای خوبی کنارت داشتم و زنده شدم

محبوب

آنا آخماتوا عالی بود . تا اصفهان میخوندمش و شعری که اولش برام نوشته بودی دیوونم می کرد ...

سهبا

سلام زري . خوبي خانوم ؟ خوش گذشت با محبوبه ؟

محبوب

وای زری این کامنتی که برام گذاشته بودی خیلی ناراحتم کرد این چه حرفیه ؟ چرا اینجوری میگی ؟ حالم بد شد ...

شیده

حالا می فهمم این پستت چه معنی می ده

شیطان

اول ای ساربان را خیلی دوست دارم ... مرسی دوم کیفور شدم .... وحتی مرگ ... بلاتکلیف شده ..... سلام زری